کوردی | عه‌ره‌بی  |  فارسی  Scandinavian | Dutch English | Contact  

ناوه‌ندی جاک ناوه‌ندێکی سه‌ربه‌خۆی مرۆف دۆستانه‌یه‌ و تادوا هه‌ناسه‌ی دوا ئه‌ندامی هه‌وڵ ده‌دات به‌ دوای دۆزی ئه‌نفال و جینۆسایده‌وه‌ بێت!
چالاکیه‌کان
بابه‌ته‌کان
هه‌ڵه‌بجه‌
ئه‌نفال
گاله‌ری
دۆکۆمێنت
ئارشیف
په‌یوه‌ندی کردن
کۆمیته‌کانی چاک
کۆنگره‌
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

مادرم را سوار ماشين کردند بردند

برادر ياسر گلي بعد از بازداشت مادرش - سه شنبه 25 دی 1386 [2008.01.15]

 samanrasoulpour.jpg

گزارش از سنندج :   سامان رسول پور

 

نيروهاي امنيتي سنندج روز گذشته فاطمه گفتاري، مادر ياسر گلي دانشجوي دربند را بازداشت و روانه ي بازداشتگاه ‏کردند. عمار گلي، پسر فاطمه گفتاري که حين بازداشت مادرش همراه او بوده، در گفتگو با روز از فشارهاي امنيتي ‏بر خانواده گلي مي گويد: "مادرم را ديروز دستگير کردند، پدرم را چند هفته ي پيش براي يک هفته بازداشت کردند و ‏برادرم ياسر هم، از 4 ماه پيش زنداني است". ‏

عمار گلي که خود در اروميه دانشجو است و اخيرا به سنندج بازگشته، چگونگي بازداشت مادرش، فاطمه گفتاري را ‏چنين بازگو مي کند: "ساعت 11 صبح همه در خانه بوديم که زنگ تلفن به صدا درآمد. تلفن را برداشتم، مامور ‏وزارت اطلاعات بود، شخصي به نام هاتفي. صدايش را زود شناختم؛ آخر طي اين مدت آنقدر با ما تماس گرفته که ‏براي ما مثل يک عضو خانواده شده است. گفت: با مادرت کار دارم گوشي را به او بده. مادرم با او صحبت کرد. او به ‏مادرم گفت: سريعا به ستاد خبري بياييد و يک سري وسايل ياسر را تحويل بگيريد. من و مادرم به طرف ستاد خبري ‏به راه افتاديم. کمي تا ستاد فاصله داشتيم که يکدفعه پژويي سبز رنگ، که 3 نفر سرنشين داشت مقابلمان ظاهر شد. بعد ‏سرنشينان آن ريختند بيرون و مادرم را به زور سوار ماشين کردند. حکم بازداشت مادرم هم دستشان بود که توسط شعبه ‏ي 4 بازپرسي دادگاعه انقلاب امضا شده بود. مادرم را سوار ماشين کردند و با خودشان بردند و من هم درکمال ‏ناباوري بردن مادرم به بازداشتگاه اطلاعات را تماشا کردم". ‏

از عمار گلي پرسيدم: احتمال مي دهيد دليل بازداشت مادرتان چه باشد؟ او در پاسخ گفت: "مادرم سال 1380 حدود 20 ‏روز بازداشت شد و دادگاه او را به 6 ماه تعليقي محکوم کرد. آن موقع مادرم در زندان خاطراتش را نوشته بود، ‏حرفهايي در مورد زندان و البته شرح سختي هايي که کشيده بود. چند ماه پيش که ماموران براي بازداشت برادرم ياسر، ‏به خانه ي ما ريختند، نسخه اي ازخاطرات مادرم را هم پيدا کردند و با خود بردند. احتمالا اين خاطرات آزارشان داده. ‏از طرف ديگر مادرم در مدت بازداشت برادرم، ياسر، بارها به دليل اطلاع رساني در مورد وضع او تهديد به بازداشت ‏شده بود. فکر مي کنم دليل دستگيري مادرم اين دو مورد باشد". ‏

عمار گلي در ادامه ضمن بيان اينکه نيروهاي امنيتي بارها او و پدرش را هم به دليل خبررساني در مورد وضع ‏برادرش تهديد کرده اند، تصريح مي کند که: "وقتي پدرم بازداشت شد، تهديد شده بود که خبر رساني نکند. 2 بار هم ‏مرا تهديد کردند که اگر به اطلاع رساني ادامه بدهي خودمان شخصا مي آييم و کتکت مي زنيم! من هم گفتم مشکلي ‏نيست، چرا که اين اقدام شما غير قانوني است. در هر حال فکر مي کنم دليل اصلي بازداشت مادرم هم همين اطلاع ‏رساني است و البته مي خواهند از اين طريق ياسر را تحت فشارهاي روحي قرار دهند. ولي ما مجبوريم اطلاع رساني ‏کنيم چون در اين مدت هيچ کدام از رسانه هاي دولتي مشکلات خانواده ي ما را منعکس نکرده اند، براي همين ما ‏همچنان به اطلاع رساني ادامه خواهيم داد". ‏

‏ وي از شرايط خانواده مي گويد و همچنين تاثير فشار و تهديد و بازداشت: "اين چيزها کم کم براي ما عادي مي شود. ‏اين از ياسر و مادرم که بازداشت شدند، من و پدرم هم مرتب تهديد مي شويم. ما نگرانيم. بيايند بالاخره 3 نفرمان را هم ‏بازداشت کنند، البته اينطوي براي همه ي ما بهتر است. خانواده ي ما 5 ستون داشت و الان 2 ستون اصلي اين خانواده ‏جاي خودشان نيستند". ‏

در پاسخ به اين پرسش که چه انتظاراتي از مقامات قضايي داريد، عمار گلي مي گويد: "اداره ي اطلاعات کردستان ‏مستقلا عمل مي کند و هيچ احترامي براي قانون قائل نيست. ما مي خواهيم بي عدالتي و ظلمي را که در مورد خانواده ‏ي ما اعمال مي شود متوقف کنند. برادرم و مادرم را آزاد کنند. هر چند فکر نکنم از دست مقامات قضايي کاري برآيد". ‏

به گفته ي عمار گلي، برادرش ياسر، هم اکنون در قرنطينه ي زندان عمومي سنندج محبوس است و هنوز اجازه نداده ‏اند کتابهايي را که خانواده به زندان برده، تحويل او دهند. ‏

در خاتمه، وي در حالي که صدايش بغض آلود است خطاب به آقاي احمدي نژاد مي گويد: "آقاي احمدي نژاد! شما خيلي ‏ادعاي عدالت و آزادي داريد، بياييد وضع ما را ببينيد، شما در کشورهاي مختلف دم از عدالت مي زنيد، در فکر حماس ‏و مردم فلسطين و لبنان و مسلمانان آن سوي دنيا هستيد اما نمي بينيد درد و رنجي را که خانواده هايي مثل ما متحمل مي ‏شوند. آن را درک نمي کنيد، شما به فکر مردم فلسطين هستيد اما فراموش کرده ايد که در ايران خانواده هايي هستند که ‏از سرنوشت عزيزانشان هيچ اطلاعي ندارند و شب و روز عذاب مي کشند". ‏

 

 

A request for an annual academic magazine on mass killings and genocide committed against the Kurds

 

 

Stop the bombardment on innocent Kurdish villagers

 

Don't let the Iranian regime execute journalists: Adnan and Hiwa

 

Remove the Lausanne treaty’s denial policy and replace it with an acceptance policy

 

We condemn the genocide of the defenseless people of Darfur

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
بگه‌ڕێره‌وه‌ بۆ سه‌ره‌وه‌

ناوه‌ندی هه‌ڵه‌بجه‌ دژ به‌ ئه‌نفالکردن و ژینۆسایدکردنی گه‌لی کورد (چاك) 
The Center of Halabja against Anfalization and Genocide of the Kurds - CHAK